خرید بک لینک
ﺣـﻘـﯿـﻘـﺘــــــــــﯽ ﺳـﺖﮐـﺴـﯽ ﻧــﻤـﯿـﺘـﻮاﻧـﺪ درﮐــــﺶ ﮐـﻨـﺪﺑــــــﺎﯾﺪ دﺧـﺘــــﺮ ﺑـﺎﺷـﯽﺗـﺎ ﺑــــﺪاﻧـﯽ ﭼـﻪ ﻣـﯽ ﮔـﻮﯾـﻢدﺧـﺘـﺮ ﺑـﺎﺷـﯽ ﺗـﺎ دراﯾـﻦ ﺷـﻬـﺮ ﮔـــــــــﺮگ زﻧـﺪﮔــﯽ ﮐـﻨـﯽﻫـﻤـﺎن ﺟـــــــﺎﯾـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

تا نگاهم بکنی، از هیجان خواهم مرد
ان که با چشم خود آدم بکشد، قاتل نیست؟؟

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

میشه بغض،
میشه تنهایی
میشه تا شب قدم زدن و
بازهم آروم نشدن
میشه دلتنگی عصرهاش
آخ که اگه پاییزم باشه و
بارون بباره
اونوقت اگه دستات نباشه
میشه شعرای من

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

هميشه يه نفر هست كه شنيدن صداش،
مثل گوش دادن به يه موزیک، می تونه آرومت كنه.
شايد هيچوقت نفهمه چقدر دوستش داری، شايد هيچوقت نفهمی چقدر دوستش داری.
اما هيچكدوم از اين «هيچوقتها» مهم نيست…
مهم اينه كه يه نفر باشه تا بهش بگی؛
«از اينجايی كه هم اکنون هستم، آخرتری وجود نداره. حرف بزن باهام، میخوام به زندگی برگردم»…

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

وقتی هر چیزی رابه خودت نگیری

وقتی سپاسگزار انچه کـه هست باشی

وقتی برای شاد بودن

نیاز بـه بهانه نداشته باشی

ان زمان اسـت کـه واقعا زندگی میکنی

بازی زندگی، بازی بومرنگهاست

اندیشهها، کردارها و سخنان مـا، دیر یا زود با دقت شگفتآوری بـه سوی مـا بازمیگردند

زمانی کـه آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد

فلورانس اسکاول شین

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

جیرهِ مختصری است،
مثل یک فنجانِ چای .. ؛
و کنارش عشق است ؛
مثل یک حبه ي قند ..
زندگی رابا عشق نوشِ جان باید کرد ..

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

به هَمهشان
که معجِزهای دارند،
بگو
معجزه يَعنی
امروز هَم من
بدونِ او زنده ماندم .

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

از بقيه كه تاريخ تولدمو بپرسى

قد و قواره مو كه نگاه كنى

شناسنامه مو كه ببينى

همه ی ي يه تاريخ مشترک از چند سال پيش رو ميگن

اما از خودم كه بپرسى

آدرس اون روز عصرى رو بهت ميدم

كه با چشمآت خنديدى

و منو بـه

دنياى روشن خوشبختى آوردى

دلبر

مـن متولد هزآر و روشن چشمای توام..

چهرازى

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

انسانهایی بودیم،
که به پاک کردن،
عادت داشتیم.
ابتدا اشکهايمان را
پاک کردیم،
و سـپـس،
یک دیگر را…!

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

آدم یا باید عاشق باشد
یا یک رفیق ناب داشته باشد !
پاییز و حال و هوای جانانه اش به کنار
اما صدای خش خشِ برگ ها
زیر پای دونفر که باشد
معجزه میکند !

برچسب: نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 5:11

سلام بچه ها . خوبین ؟ خوشین ؟ چه خبرا ؟ میخوام از وبلاگ برم دیگه . البته سخت هست اما خب ... از پاییز سال 91 یا 92 وبلاگ نویسی رو شروع کردم و تا الان سه بار آدرسِ وبلاگم رو تغییر دادم خیلی ها اومدن وبلاگم و منم وبلاگ خیلی ها رفتم و برای هم دیگه نظر گذاشتیم و هم دیگه رو لینک کردیم و گاهی با بعضی ها صمیمی شدم و درددل کردیم و بیشتر اشنا شدیم و با همه گفتیم و خندیدیم و گاهی هم گریه کردیم این جا شادی و خنده و غصه و گریه رو با هم داشتم حرفا و نصیحت ها و تجربیات دیگران رو شنیدم و سعی میکنم یادم بمونه و ازشون استفاده کنم اینجا (وبلاگ) هم خوبه هم بد . هم شادی داره هم غم و غصهادامه مطلب

برچسب: خداحافظی از وبلاگ,متن خداحافظی از وبلاگ,پست خداحافظی از وبلاگ,خداحافظی وبلاگ,کد خداحافظی از وبلاگ,عکس خداحافظی از وبلاگ,خداحافظی وبلاگی,وبلاگ خداحافظی از عشق, نویسنده: حمید نوروزی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 19:13

صفحه بندی