دﺧـﺘــــــ ـــــ ــــﺮxa0ﮐـﻪ ﺑـﺎﺷـﯽﺑـﻬـﺎﻧـﻪ ﻧﯿــــﺴﺖ - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
ﺣـﻘـﯿـﻘـﺘــــــــــﯽ ﺳـﺖﮐـﺴـﯽ ﻧــﻤـﯿـﺘـﻮاﻧـﺪ درﮐــــﺶ ﮐـﻨـﺪﺑــــــﺎﯾﺪ دﺧـﺘــــﺮ ﺑـﺎﺷـﯽﺗـﺎ ﺑــــﺪاﻧـﯽ ﭼـﻪ ﻣـﯽ ﮔـﻮﯾـﻢدﺧـﺘـﺮ ﺑـﺎﺷـﯽ ﺗـﺎ دراﯾـﻦ ﺷـﻬـﺮ ﮔـــــــــﺮگ زﻧـﺪﮔــﯽ ﮐـﻨـﯽﻫـﻤـﺎن ﺟـــــــﺎﯾـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎ
نگاهم کنی - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
تا نگاهم بکنی، از هیجان خواهم مردان که با چشم خود آدم بکشد، قاتل نیست؟؟
حرف و دردِ دل تو جمعه ها - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
میشه بغض،میشه تنهاییمیشه تا شب قدم زدن وبازهم آروم نشدنمیشه دلتنگی عصرهاش آخ که اگه پاییزم باشه وبارون بباره اونوقت اگه دستات نباشهمیشه شعرای من
یه نفر است - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
هميشه يه نفر هست كه شنيدن صداش، مثل گوش دادن به يه موزیک، می تونه آرومت كنه.شايد هيچوقت نفهمه چقدر دوستش داری، شايد هيچوقت نفهمی چقدر دوستش داری.اما هيچكدوم از اين «هيچوقتها» مهم نيست…مهم اينه كه يه نفر باشه تا بهش بگی؛«از اينجايی كه هم اکنون هستم، آخرتری وجود نداره. حرف بزن باهام، میخوام به زندگی ب...
وقتي از ته دل بخندی - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
وقتی هر چیزی رابه خودت نگیریوقتی سپاسگزار انچه کـه هست باشیوقتی برای شاد بودننیاز بـه بهانه نداشته باشیان زمان اسـت کـه واقعا زندگی میکنیبازی زندگی، بازی بومرنگهاستاندیشهها، کردارها و سخنان مـا، دیر یا زود با دقت شگفتآوری بـه سوی مـا بازمیگردندزمانی کـه آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزوی...
زندگی .. - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
جیرهِ مختصری است، مثل یک فنجانِ چای .. ؛و کنارش عشق است ؛ مثل یک حبه ي قند ..زندگی رابا عشق نوشِ جان باید کرد ..
به تمامِ انها - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
به هَمهشانکه معجِزهای دارند،بگومعجزه يَعنیامروز هَم منبدونِ او زنده ماندم .
مي گم دلبر - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
از بقيه كه تاريخ تولدمو بپرسىقد و قواره مو كه نگاه كنىشناسنامه مو كه ببينىهمه ی ي يه تاريخ مشترک از چند سال پيش رو ميگناما از خودم كه بپرسىآدرس اون روز عصرى رو بهت ميدمكه با چشمآت خنديدىو منو بـهدنياى روشن خوشبختى آوردىدلبرمـن متولد هزآر و روشن چشمای توام..چهرازى
انجام دادن - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
انسانهایی بودیم،که به پاک کردن،عادت داشتیم.ابتدا اشکهايمان راپاک کردیم،و سـپـس،یک دیگر را…!
ادم ها - تاریخ: 1398/8/8 ساعت: 5:11
آدم یا باید عاشق باشدیا یک رفیق ناب داشته باشد !پاییز و حال و هوای جانانه اش به کناراما صدای خش خشِ برگ هازیر پای دونفر که باشدمعجزه میکند !
خداحافظی از وبلاگ - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 19:13
سلام بچه ها . خوبین ؟ خوشین ؟ چه خبرا ؟ میخوام از وبلاگ برم دیگه . البته سخت هست اما خب ... از پاییز سال 91 یا 92 وبلاگ نویسی رو شروع کردم و تا الان سه بار آدرسِ وبلاگم رو تغییر دادم خیلی ها اومدن وبلاگم و منم وبلاگ خیلی ها رفتم و برای هم دیگه نظر گذاشتیم و هم دیگه رو لینک کردیم و گاهی با بعضی ها صم...

برچسب‌های مرتبط

خداحافظی از وبلاگ | متن خداحافظی از وبلاگ | پست خداحافظی از وبلاگ | خداحافظی وبلاگ | کد خداحافظی از وبلاگ | عکس خداحافظی از وبلاگ | خداحافظی وبلاگی | وبلاگ خداحافظی از عشق |